طهران، بهجت آباد، شارع بزشک، شارع الشهيد الدکتور حسن عضدي، البناء رقم 76، الطابق 2، الغرفة رقم 224، الجمعية العلمية الإيرانية للغة العربية وآدابها

نوع المستند : علمی - پژوهش

المؤلفون

دانشگاه اصفهان

المستخلص

استعاره يکي از زيباترين آرايه‌هاي بلاغي است. بلاغت‌پژوهان عرب مانند ساير بلاغت‌پژوهان، به استعاره توجه ويژه‌اي داشته و همواره کوشيده‌اند با بررسي انواع استعاره، آن را در اقسام مختلفي مانند مصرحه، مکنيه و...طبقه‌بندي کنند. اين مفهوم در علم زبان‌شناسي نيز جايگاه خاصي را به خود اختصاص داده‌است و به‌ويژه در حوزة زبان‌شناسيِ شناختي بررسي شده‌است. استدلال اصلي زبان‌شناسان اين حوزه اين است که استعاره صرفاً به زبان ادبي تعلق نداشته، در زبان روزمره نيز حضوري پررنگ اگرچه ناخودآگاه و پنهان دارد. ايشان معتقدند استعاره يکي از ابزارهاي اصلي براي ساختاربندي ذهن انسان و مفهوم‌پردازي است و درواقع فرايندهاي شناختي در انسان تا اندازه زيادي تحت تأثير ساخت‌هاي استعاري هستند.اين مقاله با رويکردي مقايسه‌اي به بررسي استعاره نزد بلاغت‌پژوهان زبان عربي و زبان‌شناسان شناختي پرداخته، وجوه تشابه و تفاوت نظرات آنان را بيان مي‌کند. ازجمله اين شباهت‌ها مي‌توان به تقسيم‌بندي استعاره به اقسام مختلف و شباهت برخي از اين اقسام مانند استعارة مرده در زبان‌شناسي و استعاره مبتذل در بلاغت اشاره کرد. نيز تفاوت‌هايي در حوزة کار دو گروه قابل مشاهده است، مانند: بررسي استعاره در سطح کلمات، انحصار علاقه استعاره در مشابهت، استفاده از ملاک‌هاي صوري و زباني براي تشخيص استعاره در بلاغت عربي، بررسي استعاره در سطح جمله، استفاده از ملاک‌هاي تجربي در زبان‌شناسي و تفاوت در نام‌گذاري پاره‌اي از اقسام استعاره در دو علم.

الكلمات الرئيسية