مقایسه حکمت در شاهنامه و متون عربی قرن سوم تا پنج

المؤلف

المستخلص

خرد و خردگرایی ازمشخصه های مهم شاهنامه است، این کتاب ارجمند با خرد و اندیشه شروع می شود، این براعت استهلال در ابتدای این کتاب گویای توجه فردوسی به خرد و اندیشه است. عنصر خرد چون قلبی تپنده خون را در پیکر شاهنامه جاری می کند، در ریشه یابی این پدیده، از یک سو قول مشهور این است که فردوسی یک حکیم مسلمان و آگاه به اندیشه های قرآنی و اسلامی است، از دیگر سو می دانیم که منابع شاهنامه، متون قدیم ایران باستان و روایان آن موبدان زرتشتی است. ساختار این اثر جهانی بی تردید ایرانی و براساس آیین باستانی ایران است. با عنایت به بسامد بالای واژه ها و مشتقات «عقل و فکر» در فرهنگ اسلامی و نیز شهرت ایرانیان باستان به تعقل و تفکر، پاسخ به این سوال که «فردوسی در موضوع خردگرایی متاثر از کدام فرهنگ بوده» و یا «کدام یک از این دو فرهنگ تاثیر بیشتری در او دارند؟» به علت وجود قراین و شواهد بی شمار و نیز دیدگاه های متفاوت کاری بس دشوار است، و امکان پاسخ قطعی به آن وجود ندارد. سعی ما در این مقاله تبیین فرهنگ ایرانی در منابع عربی عهد عباسی درموضوع خرد است، به تعبیر دیگر، آیا ریشه و منابع خردگرایی فردوسی را می توان در آثار منسوب به ایران باستان پیدا کرد؟ در صورت پاسخ مثبت، این متون تا چه اندازه استعداد تغذیه شاهنامه و خوراک فکری فردوسی را دارد؟ تلاش برای یافتن پاسخ به این سوال، علاوه بر اینکه دیدگاه نیاکان ما را در خصوص خردگرایی نشان می دهد، راه را برای تقویت بعضی احتمالات و ایجاد فرضیه های دیگری برای تحقیقات عمیق تر و گسترده تر باز می کند.