طهران، بهجت آباد، شارع بزشک، شارع الشهيد الدکتور حسن عضدي، البناء رقم 76، الطابق 2، الغرفة رقم 224، الجمعية العلمية الإيرانية للغة العربية وآدابها

نوع المستند : علمی - پژوهش

المؤلفون

دانشگاه يزد

المستخلص

زبان شعر در وزن و قافيه با زبان نثراختلاف دارد و اين امر موجب به‌کارگيري دستور زبان متفاوت شعر با نثر مي‌شود که دستورشناسان از آن باعنوان «ضرورت شعري» ياد مي‌کنند. گاهي ممکن است شاعر، ضرورت شعري را با به‌کارگيري جوازات و وجوبات قواعد نحوي، در عدول از مطابقت مسند و مسنداليه، توجيه کند. مذکر و مؤنث ازجمله مقولات دستوري مهمي است که در زبان عربي کاربرد زيادي دارد؛ از اين‌رو بحث مقاله‌ي حاضر، بررسي «ضرورت شعري» در رابطه‌ي مذکر آمدن مؤنث و مؤنث آمدن مذکر در مرکب اسنادي است. اين مقاله با بررسي مسئله‌ي «ضرورت شعري» و اثر آن در رابطه‌ي بين شاعر و فکر نحوي وي مي‌پردازد؛ زيرا  شاعر در بسياري از موارد، صرف و نحو را فداي موسيقي مي‌کند تا گوش‌نوازي ولطافت زيباي شعر را نگه‌دارد. هدف اين مقاله، بيان نقش ضرورت شعري در روابط استثنايي عدول مسند و مسند‌اليه از لحاظ مطابقت و عدم مطابقت در مذکر و مؤنث آمدن لفظ است؛ وپرسش اصلي اين است که تنگناي ضرورت شعري در بحث عدول از مطابقت مسند و مسنداليه چگونه توجيه شده است؟ نتيجه اين‌که، نحويان عموماً هنگامي‌که‌شاعر درتنگناي‌ضرورت شعري قرار مي‌گيرد، ازحمل برمعنا استفاده مي‌کنند!

الكلمات الرئيسية