<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>الجمعية الإيرانية للغة العربية وآدابها</PublisherName>
				<JournalTitle>مجلة الجمعية الإيرانية للغة العربية وآدابها، فصلية علمية محکمة</JournalTitle>
				<Issn>23456361</Issn>
				<Volume>22</Volume>
				<Issue>79</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2026</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تحلیل رمزگان پنجگانه رولان بارت در رمان &quot;علی مائدة داعش&quot; از زهرا عبدالله</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تحلیل رمزگان پنجگانه رولان بارت در رمان &quot;علی مائدة داعش&quot; از زهرا عبدالله</VernacularTitle>
			<FirstPage>1</FirstPage>
			<LastPage>29</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">241531</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22034/iaall.2026.556232.3090</ELocationID>
			
			<Language>AR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مهدی</FirstName>
					<LastName>ترکشوند</LastName>
<Affiliation>دانشگاه سید جمال الدین اسدآبادی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>29</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>رمان &quot;علی مائدة داعش&quot; اثری برجسته درباره داعش است که از نگاه انسان‌دوستانه، فمنیستی برخوردار است و نقدی گزنده نیست به داعش و زیربناهای فکری و گفتمانی آنها ارائه می‌دهد. بررسی این رمان از منظر نظریه رمزگان پنج‌گانه رولان بارت از اهمیت زیادی برخوردار است، زیرا می‌تواند عناصر صوری و ظاهری اثر و همچنین روش و سبک نویسنده و زیربناهای محتوایی و ساختاری اثر را کشف کند. بنابراین این مقاله با توجه به حساسیت موضوعی در رمان &quot;علی مائدة داعش&quot; از زهرا عبدالله که به تقابل رادیکال‌گرایی داعشیان با زنان ایزدی می‌پردازد به بررسی کاربست رمزگان رولان بارت برای كشف و تحليل ویژگی‌های خلاقانه و لایه‌های پنهان این متن روایی می‌پردازد. رمانی که بدلیل انعکاس مظلومیت زنان ایزدی در مدت کوتاهی توانست مورد استقبال قرار گیرد و به چندین چاپ برسد. بنابراین هدف پژوهش با تکیه بر روش توصیفی – تحلیلی شاخت ساختار اثر از منظر نظریه بارت است که نظریه‌ای کامل درباره بخش‌های مختلف روایت است و تلاش می‌کند نگاه نویسنده به جنایات و اعمال خشونت‌آمیز داعش بر علیه مردم به ويژه زنان را مورد بحث قرار دهد.نتیجه پژوهش نشان می‌دهد که نویسنده با زبانی سلیس و جسورانه از رمزهای پنجگانه در سطوح مختلف بهره گرفته است و  همه رمزها به جز رمز هرمونتیک که نمود کمتری دارد، به فراوانی در رمان به کار رفته است. رمز هرمنوتیک در عنوان و پاره‌ای از ابهامات و سمبل‌های اساطیری، و رمز کنشی در بیان رویداد تراژدیک و هولناک، و رمزگان معنایی در ترسیم گفتمان داعش و زنان، و رمز نمادین در تقابل میان دو نیرو شر و خیر، سیاهی و سفید، و رمز  فرهنگی نشانگر حاکمیت ایدئولوژی داعشی در پدید آوردن متن و همچنین باورهای زنان ایزدی در شکل‌گیری گفتمان مبارزه دخیل است.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="AR">رمان &quot;علی مائدة داعش&quot; اثری برجسته درباره داعش است که از نگاه انسان‌دوستانه، فمنیستی برخوردار است و نقدی گزنده نیست به داعش و زیربناهای فکری و گفتمانی آنها ارائه می‌دهد. بررسی این رمان از منظر نظریه رمزگان پنج‌گانه رولان بارت از اهمیت زیادی برخوردار است، زیرا می‌تواند عناصر صوری و ظاهری اثر و همچنین روش و سبک نویسنده و زیربناهای محتوایی و ساختاری اثر را کشف کند. بنابراین این مقاله با توجه به حساسیت موضوعی در رمان &quot;علی مائدة داعش&quot; از زهرا عبدالله که به تقابل رادیکال‌گرایی داعشیان با زنان ایزدی می‌پردازد به بررسی کاربست رمزگان رولان بارت برای كشف و تحليل ویژگی‌های خلاقانه و لایه‌های پنهان این متن روایی می‌پردازد. رمانی که بدلیل انعکاس مظلومیت زنان ایزدی در مدت کوتاهی توانست مورد استقبال قرار گیرد و به چندین چاپ برسد. بنابراین هدف پژوهش با تکیه بر روش توصیفی – تحلیلی شاخت ساختار اثر از منظر نظریه بارت است که نظریه‌ای کامل درباره بخش‌های مختلف روایت است و تلاش می‌کند نگاه نویسنده به جنایات و اعمال خشونت‌آمیز داعش بر علیه مردم به ويژه زنان را مورد بحث قرار دهد.نتیجه پژوهش نشان می‌دهد که نویسنده با زبانی سلیس و جسورانه از رمزهای پنجگانه در سطوح مختلف بهره گرفته است و  همه رمزها به جز رمز هرمونتیک که نمود کمتری دارد، به فراوانی در رمان به کار رفته است. رمز هرمنوتیک در عنوان و پاره‌ای از ابهامات و سمبل‌های اساطیری، و رمز کنشی در بیان رویداد تراژدیک و هولناک، و رمزگان معنایی در ترسیم گفتمان داعش و زنان، و رمز نمادین در تقابل میان دو نیرو شر و خیر، سیاهی و سفید، و رمز  فرهنگی نشانگر حاکمیت ایدئولوژی داعشی در پدید آوردن متن و همچنین باورهای زنان ایزدی در شکل‌گیری گفتمان مبارزه دخیل است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ساختار روایت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الگوی رمزگان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رولان بارت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">زهرا عبدالله</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رمان "علی مائدة داعش"</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://iaall.iranjournals.ir/article_241531_6921f8e958aa4df3b986ae529b8f9570.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>الجمعية الإيرانية للغة العربية وآدابها</PublisherName>
				<JournalTitle>مجلة الجمعية الإيرانية للغة العربية وآدابها، فصلية علمية محکمة</JournalTitle>
				<Issn>23456361</Issn>
				<Volume>22</Volume>
				<Issue>79</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2026</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>واکاوی معیارهای رابطهٔ «ادعا» و «شاهد» در استدلال‌های زبانی (بخش نخست: معیارهای بایسته/وثاقت)</ArticleTitle>
<VernacularTitle>دراسة المعايير لعلاقة الدعوى بالشاهد في الاستدلال اللغوي (الجزء الأول: المعاییر الواجبة/الوثاقة)</VernacularTitle>
			<FirstPage>30</FirstPage>
			<LastPage>60</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">250316</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22034/iaall.2026.544428.3062</ELocationID>
			
			<Language>AR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>امیر صالح</FirstName>
					<LastName>معصومی کله لو</LastName>
<Affiliation>گروه زبان و ادب عربی دانشگاه اصفهان</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>31</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>«شاهد» در سنت زبانشناسی عربی متنی خُرد و کوتاه (آیه‌ای از قرآن کریم، حدیث، شعر یا نثر فصیح، مَثَل، یا سخنی از گویشوران عادی) است و در مقابل «مثال» که جنبه‌‌ای ایضاحی دارد، برای اثبات یک مسئله/ادعا به کار گرفته می‌شود. احتجاج به «شاهد» (استشهاد)، در کنار استدلال‌های منطقی (قیاس، تمثیل)، از شیوه‌های شناخته‌شدۀ اثبات مطلوب/ادعا در بحث‌های زبانی است که معیارهای صدق خود را دارد. رعایت برخی از این معیارها «بایسته» است؛ چنانکه استفاده از شاهدی نامعتبر در یک استدلال زبانی، به استنتاج‌های مغالطه‌آمیز می‌انجامد، و گاه به‌جای اثبات یک ادعا، نشانه‌ای بر سستی آن یا حتی مستمسکی برای ابطال آن قرار می‌گیرد؛ بدین ترتیب ذکر شاهد کارکردی سلبی پیدا ‌می‌کند. از دیگر سو، رعایت برخی از معیارها «شایسته» است و نبود آنها تنها سبب ضعف استدلال ‌شده، به ابطال آن نمی‌انجامد. مسئلۀ شاهد و معیارهای صدق استشهاد تنها در مسائل زبانی اهمیّت نمی‌یابد چراکه شاهد ابزاری پربسامد در استنباط احکام فقهی و برداشت‌های تفسیری و اثبات گزاره‌های کلامی نیز به شمار می‌آید. این پژوهش که بخش نخست از چند جستار است، با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکردی انتقادی، به ارزیابی معیارهای علمی برای یک شاهد معتبر می‌پردازد و در این کار، نخست بر معیار بایستۀ «وثاقت» تمرکز کرده، سخن از معیارهای دیگر را به گاه دیگری وا می‌نهد. وثاقت (معتبر بودن سندی و متنی شاهد) بنیادی‌ترین معیار درستی یک شاهد است و معیارهای دیگر پس از احراز آن نگریسته می‌شوند؛ بااین‌حال، بسیاری از استشهادهای زبانی فاقد این معیارند؛ امری که لزوم بازنگری در استشهادها را موجه می‌سازد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="AR">يُعرَّف «الشاهد» في المنهج اللغويّ العربيّ بأنّه نصّ وجيز -كآية قرآنية، حديث نبويّ، بيت شعر، قطعة نثر، مثل سائر، أو قول متکلّمٍ ما- يُستخدم لإثبات مشکلة أو ادعاء، خلافاً لـ«المثال» الذي یُتّخذ لإیضاح قاعدة أو حکم. يُعدّ الاستدلال بالشاهد (الاستشهاد)، إلی جانب الاستدلالات المنطقية المعروفة (القياس، التمثيل، والاستقراء)، من أنجع طرق الإثبات وأشهرها في الأبحاث اللغوية، ویختصّ بمعاییر صدقه الخاصّة، منها معايير واجبة لا مندوحة عن مراعاتها فإنّ الاستشهاد بشاهد غیر معتبر أو الاستشهاد بشاهد معتبر لکن في غیر موضعه سيؤدّي إلى نتائج مغلوطة، وقد ینقلب إلى قرينةٍ على وهن الدعوىٰ ووسيلةٍ لنقضها وإبطالها بدلاً من أن یکون ذریعةً لدعمها وإثباتها، فيكتسب الشاهد بذلك وظيفةً سلبيةً؛ ومنها معايير مندوبة يُستحسن اتباعها دون إلزام، فإهمالها لا يُبطل الاستدلال بل إنّما يضعّف من قوّته الإقناعية فحسب. هذا فإنّ قیمة الشاهد وضوابط الاستشهاد به تتجاوز إطار البحث اللغوي ولا تقتصر علی مجاله بل تمتدّ إلی مجالات أخری فيُنظر إلیه کأداة محورية في استنباط الأحكام الشرعية تارةً، وکتفسير النصوص الدینیة وغیر الدینیة أخری، وکإثبات المسائل الكلامية والعقدیة ثالثةً. یتبنّی هذا البحث، وهو الجزء الأول من جملة مقالات، المنهجَ الوصفي- التحليلي، برؤية نقدية لتقييم معاییرَ علمیّةٍ للشاهد المعتبر، مركّزاً في هذا السياق على معيار «الوثاقة»، مؤجلاً الحديث عن سائر المعايير إلى وقت آخر. إنّ الوثافة (كون الشاهد معتبراً من حیث السند والنصّ) هو الأساس الأوثق لصحة الشاهد، وما سواه من المعايير ينظر فيه بعد التحقق منه؛ غير أنّ كثيراً من الشواهد اللغوية لا تملك هذا المعيار، وهو ما يجعل إعادة النظر في تلك الشواهد أمراً مبرراً.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">علم اللغة العربي</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الاستدلال اللغوي</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الاستدلال بالشاهد (الاستشهاد)</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">التحقق من صحة الاستشهاد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الوثاقة</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://iaall.iranjournals.ir/article_250316_1a01780f5610e47253b164063a39c7a4.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>الجمعية الإيرانية للغة العربية وآدابها</PublisherName>
				<JournalTitle>مجلة الجمعية الإيرانية للغة العربية وآدابها، فصلية علمية محکمة</JournalTitle>
				<Issn>23456361</Issn>
				<Volume>22</Volume>
				<Issue>79</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2026</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>برنامه درسی ایده آل دروس صرف و نحو رشته زبان و ادبیات عربی از دیدگاه متخصصان: نظریه ای داده بنیاد</ArticleTitle>
<VernacularTitle>برمجة المنهج المثالي لدروس الصرف والنحو في فرع اللغة العربية وآدابها من وجهة نظر المتخصصين: نظرية البيانات التأسيسية</VernacularTitle>
			<FirstPage>61</FirstPage>
			<LastPage>94</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">235822</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22034/iaall.2025.553268.3082</ELocationID>
			
			<Language>AR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>بهنام</FirstName>
					<LastName>فارسي</LastName>
<Affiliation>جامعۀ يزد</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0003-0625-1620</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سلما</FirstName>
					<LastName>قیومی ابرقویی</LastName>
<Affiliation>جامعة یزد</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0009-0003-3225-7900</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حسیین</FirstName>
					<LastName>حسنی</LastName>
<Affiliation>جامعة یزد</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-7580-165X</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>14</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>در نظام آموزش عالی، برنامه ی درسی از ارکان اساسی آن به شمار می رود ومؤلفه های بسیاری برای طراحی یک برنامه ی درسی همه جانبه در نظر گرفته می شود. برنامه ی درسی به مجموعه ای از آموزش های آشکار وپنهان، مواد، موضوعات، محتوای آموزشی، قواعد، ضوابط، سلسله وقایع آموزشی طراحی‌شده، وسایل آموزشی وراهبردهای یادگیری اطلاق می شود و از جمله سطوح برنامه ی درسی، برنامه ی درسی ایده آل است که بیانگر انتظارات، دیدگاه ها وآرمان های متخصصان وصاحب نظران پیرامون یک موضوع خاص می باشد. در رشته ی زبان وادبیات عربی، برخورداری از یک برنامه ی درسی منسجم و معتبر برای آموزش دروس، خصوصاً دروس صرف ونحو به‌عنوان دروس پایه واساسی این رشته، ضروری می نماید. از این رو در پژوهش حاضر که به شیوه ی توصیفی-کیفی و بر پایه ی روش گرندد تئوری نگاشته شده، سعی گردیده است تا با استفاده از روش مصاحبه از صاحب نظران حوزه ی آموزش صرف ونحو، نسبت به دریافت مؤلفه های اساسی برای یک برنامه ی درسی ایده آل اقدام نموده وبه تحلیل آن در 6 سطح اهداف ومقاصد، محتوای تدریس/ آموزش، روش های یادگیری-یاددهی، شیوه های ارزشیابی، زمان وتعداد واحدهای اختصاص یافته ومنابع ومآخذ بر اساس روش گلیزر بپردازد. نتیجه‌ی پژوهش حاضر حاکی از آن است که برنامه‌ی ایده آل آموزش دروس ذکرشده، بایستی در پی آموزش وکاربست قواعد این دروس در متون گوناگون و در راستای تقویت مهارت های چهارگانه‌ی شنیدن، خواندن، نوشتن ومکالمه به دانشجویان باشد. همچنین باید از تدریس مطالب کم اهمیت‌تر کاسته وآموزش مطالب متناسب با نیازهای کنونی دانشجویان باشد. همچنین با کاربست شیوه ی متن محوری در متون مختلف و تکیه بر روش های آموزش مشارکتی از جمله روش مارپیچی و دایره‌ای، می توان راه را برای تقویت یادگیری هموار نمود. تجمیع واحدهای صرف ونحو -بدون غلبه‌ی یکی بر دیگری- و تألیف کتبی بر اساس روش های نوین آموزشی، از دیگر نکات قابل توجه در این پژوهش به‌شمار می آید.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="AR">الملخّص&lt;br&gt;&lt;br&gt;في نظام التعليم العالي، يُعدّ المنهج الدراسي من الركائز الأساسية فيه، ويؤخذ في الاعتبار العديد من المكونات عند تصميم منهج دراسي شامل. في تخصّص اللغة والأدب العربيَّين، يُعدّ امتلاك المنهج الدراسي المتماسك والموثوق أمرًا ضروريًّا لتدريس المقررات، ولا سيما مقررات الصَّرف والنَّحو باعتبارها موادَّ أساسية ومحورية في هذا التخصّص. لذا، في هذه الدراسة التي اعتمدت المنهج الوصفي-الكيفي واستندت إلى النظرية المُجذَّرة، تمّت محاولة جادة لاستخلاص المكوّنات الجوهرية لمنهاج دراسي مثالي في مجال الصَّرف والنَّحو من خلال إجراء مقابلاتٍ مع الخبراء والمتخصّصين في تدريس هذين العلمين، وتحليل تلك المكوّنات وفق منهجية غلازر عبر ستة أبعاد رئيسة، تشمل: الأهداف والمقاصد، ومحتوى التدريس والتعلّم، واستراتيجيات التعليم والتعلّم، وأساليب التقييم، والزمن الدراسي وعدد الوحدات المخصصة، فضلاً عن الموارد والمصادر المعتمدة. تشير نتائج هذه الدراسة إلى أن البرنامج المثالي لتدريس المقررات المذكورة ينبغي أن يهدف إلى تعليم قواعد هذين العلمين وتطبيقها في نصوص متنوعة، وذلك في إطار تعزيز المهارات اللغوية الأربع لدى الطلاب ومتعلّمي اللغة، وهي: الاستماع، والقراءة، والكتابة، والمحادثة. كما ينبغي الحدّ من تدريس المواضيع الأقلّ أهمية، وأن يكون التعليم موجّهًا نحو المواضيع المتوافقة مع احتياجات الطلاب الراهنة. كما ينبغي تيسير عملية التعلّم من خلال تطبيق النهج القائم على النصوص في مختلف أنواعها، والاعتماد على الأساليب التعليمية التشاركية، مثل المنهج الحلزوني (اللولبي) والمنهج الدائري. يُعدّ دمج وحدات الصَّرف والنَّحو دون إعطاء أحدهما الأفضلية على الآخر، وتأليف كتابٍ يستند إلى المناهج التعليمية الحديثة، من أبرز التوصيات الأخرى التي خلُصت إليها هذه الدراسة.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">برمجة المنهج المثالي</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الصرف و النحو</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">النظرية المُجذَّرة</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">منهجية غلازر</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://iaall.iranjournals.ir/article_235822_96d4f130b32822a6e1c35834c8e66dca.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>الجمعية الإيرانية للغة العربية وآدابها</PublisherName>
				<JournalTitle>مجلة الجمعية الإيرانية للغة العربية وآدابها، فصلية علمية محکمة</JournalTitle>
				<Issn>23456361</Issn>
				<Volume>22</Volume>
				<Issue>79</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2026</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>سوسيولوجيا الإبداع: تفاعلِ الميدان، الهابيتوس، والعمل في تشكيل مجموعة &quot;التائهون&quot; الشعرية وفقاً لنظرية بورديو</ArticleTitle>
<VernacularTitle>جامعه شناسی نوآوری: کنش میدان، هابیتوس و عمل در ساختار مجموعه شعری «التائهون» براساس نظریه بوردیو</VernacularTitle>
			<FirstPage>95</FirstPage>
			<LastPage>129</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">235706</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22034/iaall.2025.499047.2972</ELocationID>
			
			<Language>AR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>علي</FirstName>
					<LastName>خالقي</LastName>
<Affiliation>أستاذ مساعد في فرع تعليم اللغة العربية وآدابها بجامعة فرهنکيان، طهران، ایران.</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0001-6795-0930</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حسن</FirstName>
					<LastName>نجفي</LastName>
<Affiliation>أستاذ مساعد في فرع تعليم اللغة العربية وآدابها بجامعة فرهنکيان، طهران، ایران.</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0009-0004-7340-4134</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>10</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>يری أصحاب النقد الإجتماعي للأدب أنَّ الأعمال الأدبية لیست إلّا حصيلة الحياة والبيئة الاجتماعية.لذا تعتبر نظرية العمل لبيار بورديو العالم الاجتماع الفرنسي من أبرز الأساليب التي ركّزت علی العناصر الثلاثة لنقد العمل الأدبی بما فيها المیدان والهابیتوس والعمل، وهي التي يقوم عليها الإطار النظري لهذا البحث. في الأدب العربي الحديث هناك شعراء كثيرون دانت قصائدهم للقضايا الإجتماعية خاصة قضية فلسطين.منهم محمود حسن إسماعیل الشاعر المصری الذي التزم في قصائده الشعرية بالدفاع عن فلسطین والمقاومة والتي تجدر بالدراسة من منظار النقد السوسيولوجي. هذه المقالة تبحث عن مظاهر المقاومة في مجموعة &quot;التائهون&quot; الشعرية لمحمود حسن إسماعیل في ضوء نظریة العمل لبیار بوردیو، متكئا على منهج الوصفي – التحليلي لتكشف اللّثام عن هذين السؤالين:كیف تجلت عناصر العمل الثلاثة في مجموعة &quot;التائهون&quot; الشعرية لحسن إسماعيل؟ ما هي الأبعاد الإجتماعية الخفية التي تکشفها ثلاثية نظرية بوردیو في مجموعة &quot;التائهون&quot; الشعرية لحسن إسماعيل؟ نتائج البحث تشیر إلی أنّ العلاقة الجدلية بين الشخصية والمجال والعمل تجلّت في قصائد الشاعر عن المقاومة الفلسطينية التي لعبت دور الرؤية الکونية. کما أنّ مجموعة &quot;التائهون&quot; تعكس قضايا أساسية مرتبطة بالمجال الاجتماعي والسياسي للمجتمع الفلسطيني کرمز للمقاومة بما فيها القدس، الطفل الفلسطيني، الاستشهاد، الأمّ الفلسطينية ونشأة جيل المقاومة.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="AR">نظر به دیدگاه اساسی نقد جامعه‌شناسی ادبیات که هویت یک اثر را در پرتو مسائل اجتماعی تعریف می‌کند؛ نظریه کارل پیر بوردیو، جامعه‌شناس شهیر فرانسوی، یکی از برجسته‌ترین رویکردهای این شیوه نقدی است که با تکیه بر عناصر سه‌گانه میدان، هابیتوس و عمل، به نقد آثار ادبی می‌پردازد. نظریه‌ای که اساس چارچوب نظری این پژوهش را تشکیل می‌دهد. ادبیات معاصر عرب، شاعران زیادی به خود دیده که قلم بلیغشان در خدمت مسائل اجتماعی، به‌ویژه آرمان فلسطین بوده است. از جمله آنها می‌توان از شاعر مصری معاصر محمود حسن اسماعیل، یاد نمود که دفاع از فلسطین و مقاومت بخش قابل‌توجهی از اشعارش را به خود اختصاص داده و شایسته است تا از منظر نقد جامعه‌شناسی ادبیات مورد مداقه قرار گیرد. مقاله پیش رو با تکیه بر رویکرد توصیفی-تحلیلی، به بررسی جلوه‌های مقاومت در مجموعه شعری «التائهون» محمود حسن اسماعیل در پرتو نظریه عمل بوردیو می‌پردازد و به دنبال پاسخ به این دو پرسش است که: عناصر سه‌گانه نظریه عمل بوردیو چگونه در مجموعه شعری «التائهون» حسن اسماعیل تجلی یافته‌اند؟ ابعاد اجتماعی پنهانی که عناصر سه‌گانه نظریه بوردیو در مجموعه شعری «التائهون» حسن اسماعیل آشکار می‌کند، کدامند؟ نتایج پژوهش بیانگر آن است که رابطه دیالکتیکی بین شخصیت، فضا و عمل در قصائدی که به مقاومت فلسطین پرداخته، به عنوان یک جهان بینی آشکار می‌شود. علاوه بر این، مجموعه«التائهون» مسائل اساسی مربوط به چشم‌انداز اجتماعی و سیاسی جامعه فلسطین را به عنوان نمادی از مقاومت، از جمله قدس، کودک فلسطینی، شهادت، مادر فلسطینی و ظهور نسل مقاوم، منعکس می‌کند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جامعه شناسی ادبیات</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پیر بورديو</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">محمود حسن اسماعیل</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نظرية عمل</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تائهون</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://iaall.iranjournals.ir/article_235706_370286605854f99ef6d167cd87170d55.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>الجمعية الإيرانية للغة العربية وآدابها</PublisherName>
				<JournalTitle>مجلة الجمعية الإيرانية للغة العربية وآدابها، فصلية علمية محکمة</JournalTitle>
				<Issn>23456361</Issn>
				<Volume>22</Volume>
				<Issue>79</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2026</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>از هژمونی مردانه تا روان نژندی زنان، خوانشی مبتنی بر فمنیسم روانکاوانه از رمان نارنجة اثر جوخة الحارثي</ArticleTitle>
<VernacularTitle>من الهيمنة الذكورية إلى العصاب النفسي لدى النساء: قراءة في ضوء النسوية التحليلية النفسية لرواية «نارنجة» لجوخة الحارثي</VernacularTitle>
			<FirstPage>130</FirstPage>
			<LastPage>154</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">243624</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22034/iaall.2026.546852.3083</ELocationID>
			
			<Language>AR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>بلاسم</FirstName>
					<LastName>محسنی</LastName>
<Affiliation>أستاذ مساعد بقسم اللغة العربية وآدابها، كلية الآداب والعلوم الإنسانية، جامعة فردوسي مشهد، مشهد، إيران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-4346-1646</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>نفیسه</FirstName>
					<LastName>دلقندی</LastName>
<Affiliation>طالبة دكتوراه في اللغة العربية وآدبها، قسم  اللغة العربية وآدبها، كلية الإلهيات والمعارف الإسلامية، جامعة حكيم سبزواري، سبزوار، إيران.</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0009-0007-9655-3222</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سیدمهدی</FirstName>
					<LastName>نوری کیذقانی</LastName>
<Affiliation>أستاذ في قسم  اللغة العربية وآدبها، كلية الإلهيات والمعارف الإسلامية، جامعة حكيم سبزواري، سبزوار، إيران.</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0001-7867-4898</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>29</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>هژمونی مردانه در جوامع سنتی و مدرن بر جان و روان زنان نفوذی عمیق دارد و پیامدهای روانی گسترده‌ای بر آنان برجای می‌گذارد. مسالۀ نقد فمنیستی یکی از موضوعاتی است که سهم قابل توجهی از آثار نویسندگان و به ویژه نویسندگان عرب را به خود اختصاص داده است؛ چرا که جامعه عربی همچنان در بند سنت ها و تقالید بوده و ظلم و ستم بسیاری را به زنان روا می دارد؛ رمان «نارنجه» اثر جوخه الحارثی با بازنمایی خشونت‌های ساختاری، اقتصادی، روانی و مستقیم علیه زنان، بستری مناسب برای تحلیل این مسئله فراهم می‌کند. این رمان تصویری از رنج، سرکوب و آسیب‌های روانی زنان عمانی در بستر تقابل سنت و مدرنیته ارائه می‌دهد. مسئلۀ اصلی پژوهش، تحلیل تأثیر خشونت ساختاری، روانی و فیزیکی بر روان زنان و چگونگی بازتولید سلطه مردانه در ذهن و رفتار آنان است. هدف پژوهش، تبیین آثار روانی و اجتماعی هژمونی مردانه بر شخصیت‌های زن رمان «نارنجه» بر اساس رویکرد فمینیسم روانکاوانه است. روش تحقیق، توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر تحلیل محتوا و بررسی شواهد متنی رمان می‌باشد. یافته‌ها نشان می‌دهد که خشونت مردسالارانه در اشکال روانی، جنسی، اقتصادی و فیزیکی، زنان رمان را دچار روان‌نژندی، احساس بی‌ارزشی و اختلالات روانی ساخته است؛ مصادیقی چون شوک روانی، اختلال اضطراب پس از سانحه، آگورافوبیا، ابتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید و... از آن‌جمله می‌باشد. شخصیت‌هایی چون سمیه، ثریا و کحل نماد تأثیرات مستقیم این خشونت‌ها هستند. همچنین، درونی‌سازی ارزش‌های مردسالارانه سبب بازتولید سلطه و شکل‌گیری رقابت و تقابل میان زنان شده است. رمان «نارنجه» افزون بر بازتاب واقعیت اجتماعی عمان، بستری برای شناخت پیامدهای روانی تبعیض جنسیتی و نقد ساختار مردسالار فراهم می‌آورد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="AR">للهيمنة الذكورية في المجتمعات التقليدية والحديثة تأثيرٌ عميقٌ في كيان المرأة ونفسها، وتُخلّف آثاراً نفسية واسعة النطاق عليها. يُعدّ النقد النسوي من الموضوعات التي تحظى بنصيب وافر في أعمال الكتّاب، ولا سيما الكتّاب العرب؛ إذ لا يزال المجتمع العربي أسير التقاليد والأعراف التي تمارس قدراً كبيراً من الظلم والقسوة على المرأة. تُوفّر رواية «نارنجة» لجوخة الحارثي، من خلال تمثيلها للعنف الهيكلي والاقتصادي والنفسي والمباشر ضد النساء، أرضية مناسبة لتحليل هذه القضية. تقدم هذه الرواية صورةً للمعاناة والقمع والأضرار النفسية التي تعاني منها النساء العُمانيات في سياق الصراع بين التقليد والحداثة. تتمثل الإشكالية الرئيسية للبحث في تحليل أثر العنف الهيكلي والنفسي والجسدي على نفسية النساء، وكيفية إعادة إنتاج الهيمنة الذكورية في عقلهن وسلوكهن. ويهدف البحث إلى بيان الآثار النفسية والاجتماعية للهيمنة الذكورية على الشخصيات النسائية في رواية «نارنجة» اعتماداً على مقاربة النسوية التحليلية النفسية. تُستخدم في البحث طريقة وصفية تحليلية قائمة على تحليل المحتوى وفحص الشواهد النصية من الرواية. تُظهر النتائج أن العنف الأبوي بمظاهره النفسية والجنسية والاقتصادية والجسدية قد أصاب نساء الرواية بالعصاب النفسي، والشعور بانعدام القيمة، والاضطرابات النفسية؛ ومن أمثلة ذلك: الصدمة النفسية، واضطراب الكرب التالي للصدمة (PTSD)، ورهاب الخلاء (الأغورافوبيا)، واضطراب الشخصية الفصامية (الشيزوئيدية)، وغيرها. وتجسد شخصيات مثل سمية والثريا وكحل الآثار المباشرة لهذه الأنواع من العنف. كما أن استبطان القيم الأبوية أدى إلى إعادة إنتاج الهيمنة، وإلى نشوء التنافس والصراع بين النساء. تُشكّل رواية «نارنجة» بالإضافة إلى كونها انعكاساً للواقع الاجتماعي في عُمان، أرضيةً للتعرف على العواقب النفسية للتمييز على أساس الجنس، ونقد البنية الأبوية.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">النقد الاجتماعي</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">النسوية التحليلية النفسية</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الأدب العربي المعاصر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جوخة الحارثي</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رواية نارنجة</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://iaall.iranjournals.ir/article_243624_18f5dff1600b0d23b0ea61e4d655196f.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>الجمعية الإيرانية للغة العربية وآدابها</PublisherName>
				<JournalTitle>مجلة الجمعية الإيرانية للغة العربية وآدابها، فصلية علمية محکمة</JournalTitle>
				<Issn>23456361</Issn>
				<Volume>22</Volume>
				<Issue>79</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2026</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>از مقاومت زبانی تا مقاومت گفتمانی: کارکرد نشانه‌-معناشناسی کنش جهاد و شهادت در اشعار محمود حسین مفلح</ArticleTitle>
<VernacularTitle>من المقاومة اللغوية إلى المقاومة الخطابية: الوظيفة السيميائية لفعلي الجهاد والاستشهاد في شعر محمود حسين مفلح</VernacularTitle>
			<FirstPage>155</FirstPage>
			<LastPage>189</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">235398</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22034/iaall.2025.533934.3035</ELocationID>
			
			<Language>AR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سيد مرتضي</FirstName>
					<LastName>صباغ جعفري</LastName>
<Affiliation>کلية اللغات الأجنبية - قسم اللغة العربية وآدابها -جامعة ولي عصر(عج) في رفسنجان</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-5916-1824</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>12</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>نشانه‌-معناشناسی از جمله بسترهای تحلیلی نوین در حوزۀ گفتمان به شمار می‌رود. از منظر گفتمانی، نشانه‌ها در تعامل، تقابل یا چالش با یکدیگر قرار می‌گیرند و در این راستا عملیات انتقال معنا را شکل می‌دهند. نشانه‌های معنایی یا برنامه مدار و کنشی هستند و یا با توجه به جایگاهی که در متن ادبی دارند شَوشی، تنشی و بوشی می‌شوند.اشعار محمود حسین مفلح سرشار از نشانه معناهای کنش محور هستند لذا بستر مناسبی برای تحلیل کارکردهای نشانه‌-معناشناسی به شمار می‌روند. هدف جستار حاضر؛ بررسی فرآیند انتقال معنا از مرحلۀ روساخت زبانی (مقاومت، ممارست و مماشات زبانی) به مرحلۀ ژرف ساخت زبانی (گفتمان مقاومت) است. این پژوهش، بر مبنای روش توصیفی- تحلیلی با بهره گیری از نظریات نوین حوزۀ نشانه‌-معناشناسی گفتمان در سه دیوان مفلح سامان یافته است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که هر کنش گفتمانی در راستای شگل گیری عملیات معنایی از سه ویژگی مقاومت، ممارست و مماشات گفتمانی تشکیل شده‌است. کنش‌های دعوت به جهاد و شهادت، پایبندی به پیمان در مبارزه با دشمن، نفی خیانت‌های مزدوران و پرهیز از تفرقه از محوری‌ترین مؤلفه‌ها در راستای مقاومت گفتمانی هستند. این مؤلفه‌های کنشی دارای آستانۀ مقاومتی متفاوت هستند و با وارد کردن میزانی از انرژی جریان گفتمانِ مقاومت محور را تغییر می‌دهند. لذا در آفرینش اغلب اشعار، برنامه مداریتِ عقل و جوشش نشانه‌های شَوشی، همواره محور و محرّک گفتمانِ شاعر است. گفتمان کنشی و اندیشة انسانی شاعر، کلامش را در اغلب سروده‌ها به توبیخ و تشویق درآمیخته‌‌اند و امید و عصیان در خلال عبارات و تصاویر، حضوری درهم تنیده و موّاج دارند</Abstract>
			<OtherAbstract Language="AR">السيميوطيقی، كمنهج تحليلي حديث في الدراسات الأدبية، تهتم بدراسة العلامات الدلالية وكيفية تفاعلها داخل النصوص الأدبية. من منظور خطابي، تتفاعل هذه العلامات من خلال التواصل أو التصادم أو التحدي ممّا يؤدّي إلى نقل المعنى. وتكون العلامات الدلالية إمّا فعليّة أو عاطفيّة و توتريّة و انزياحيّة وفقًا لموقعها في النصّ الأدبي. تُظهر الدراسات أن أشعار محمود حسين مفلح تزخر بالعلامات الدلالية الفعليّة، مما يجعلها نموذجًا خصبًا لتحليل آليات السيميائيات الخطابية في سياق المقاومة. صوّر محمود حسين مفلح مقوّمات الصمود عبر صورٍ لغوية مبتكرة. تهدف هذه الدراسة إلى تحليل عملية نقل المعنى من البنية اللغوية السطحية (المقاومة، المثابرة، والمسايرة اللغوية) إلى البنية اللغوية العميقة (خطاب المقاومة). اعتمد البحث على المنهج الوصفي-التحليلي، مستندًا إلى نظريات سيميائيات الخطاب، ويركز على ثلاث دواوين الشاعر: &quot;ذكريات شهيد فلسطيني&quot;، &quot;نقوش إسلامية على حجر فلسطيني&quot;، و&quot;حكاية الشال الفلسطيني&quot;.تكشف النتائج أن كل فعل خطابي يساهم في نقل المعنى يتألف من ثلاث خصائص رئيسة: المقاومة، المثابرة، والمسايرة الخطابية. وتشمل أبرز مقوّمات خطاب المقاومة:&lt;br&gt;الحثّ على الصمود والقتال في سبیل الله، والاستعداد للتضحية بالروح و الوفاء بالوعد، والثبات في مواجهة الأعداء و إدانة و رفض خیانات العملاء والمتساھلین،والتحذیر من التفرقة والانفرادية. تختلف نقاطُ المقاومةِ في هذه العناصر الخطابيّة الفاعلة، عند تطبيق قدرٍ من الطاقة، تُحدث تغييرًا في مسار الخطاب المقاوم. ومن هنا، فإنّ التخطيط العقلانيّ واندفاع المؤشرات العاطفية يظلّان المحورَ والمحرّكَ الأساسيَّ لخطاب الشاعر في معظم القصائد. إذ يمتزج خطابه الفاعل وفكره الإنسانيّ - في معظم إنتاجه الشعريّ - باللوم والتحفيز، بينما يتشابك الأمل والتمرد في ثنايا العبارات والصور، وتُغيّر مسار الخطاب الموجّه نحو المقاومة عبر مستويات مختلفة من الطاقة. لذا، فإن البرنامجية العقلانية واندفاع العلامات الديناميكية (&quot;الشوشية&quot;) يشكّلان المحور والمحرّك الأساسي لخطاب الشاعر في معظم قصائده. يمزج خطاب مفلح الحركي وفكره الإنساني بين التوبيخ والتحفيز في أبياته، بينما يتشابك الأمل والتمرد في حضور متداخل ومتلاطم ضمن عباراته وصوره. هذه السمة المقاومة في خطاب الشاعر العربي تمهّد الطريق لـ تعالي فاعلي الخطاب، وتجتاز البنى اللغوية للمقاومة والمثابرة والمسايرة لتشكيل مفهوم المقاومة. مثل هذه المقاومة تتيح إعادة تشكيل الأفعال وتمنع جمودها في الإطار الخطابي.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">السيميوطيقی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">المقاومة اللغوية والخطابية</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">محمود حسين مفلح</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الشعر العربي المعاصر</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://iaall.iranjournals.ir/article_235398_77f90ece5f120c5dd0733a5ae6fe08e4.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>الجمعية الإيرانية للغة العربية وآدابها</PublisherName>
				<JournalTitle>مجلة الجمعية الإيرانية للغة العربية وآدابها، فصلية علمية محکمة</JournalTitle>
				<Issn>23456361</Issn>
				<Volume>22</Volume>
				<Issue>79</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2026</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>رئالیسم جادویی به‌مثابه سازوکار دراماتیک در رمان «فاوانیای جن» اثر شیرین بونیل</ArticleTitle>
<VernacularTitle>الواقعية السحرية كآلية درامية في رواية «فاوانيا الجن» لشيرين بونيل</VernacularTitle>
			<FirstPage>190</FirstPage>
			<LastPage>217</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">241050</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22034/iaall.2026.536268.3042</ELocationID>
			
			<Language>AR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>عباس</FirstName>
					<LastName>یداللهي  فارساني</LastName>
<Affiliation>أستاذ مشارک في قسم اللغة العربية وآدابها بجامعة شهید تشمران أهواز، أهواز، إیران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-8554-5768</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>عبدالوحید</FirstName>
					<LastName>نویدي</LastName>
<Affiliation>أستاذ مساعد في قسم اللغة العربية وآدابها بجامعة شهید تشمران أهواز، أهواز، إیران.</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>علي رضا</FirstName>
					<LastName>پریزن</LastName>
<Affiliation>طالب ماجستیر في قسم اللغة العربیة وآدابها، جامعة شهید تشمران أهواز، أهواز، إیران.</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0009-0009-5357-7288</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>این پژوهش به بررسی نمودهای واقع‌گرایی جادویی در رمان «فاوانیا الجن» می‌پردازد. رویکرد نقدی آن، این سبک را نه فقط ابزاری برای تزئین، بلکه عنصری کلیدی در شکل‌گیری ساختار دراماتیک رمان می‌بیند. پرسش اصلی این است: چگونه عناصر جادویی به محرک‌های واقعی دراماتیک تبدیل می‌شوند؟ این عناصر رویدادها را پیش می‌برند، طرح داستان را هدایت می‌کنند، مسیرهای تعارض را شکل می‌دهند و بر ساخت شخصیت‌ها تأثیر می‌گذارند. پژوهش از روش تحلیلی-استقرایی بهره می‌برد که بر خوانش دقیق متن استوار است. در آن، نمونه‌هایی از رویدادهای جادویی ردیابی می‌شوند و کارکردهایشان در شبکه عناصر داستانی تحلیل می‌شود. تمرکز بر چهار محور اصلی است: رویداد به عنوان میدانی برای تنش دراماتیک، زمان به عنوان چارچوبی که واقعی و اساطیری در آن درهم می‌آمیزند، مکان به عنوان فضای تضاد آشنا و ناآشنا، و عمل داستانی که پویایی جادو در آن متمرکز است. نتایج نشان می‌دهد که عنصر جادویی نقش تزئینی ندارد؛ بلکه به ابزاری روایی پویا بدل می‌شود که تنش دراماتیک را عمیق‌تر می‌کند، تضادها می‌سازد، زنجیره علت و معلول سنتی را می‌شکند و شخصیت‌ها را به سوی دگرگونی می‌راند. بنابراین، واقع‌گرایی جادویی از نقش توصیفی فراتر رفته و به جزء اصلی جهان منحصربه‌فرد روایی رمان تبدیل می‌شود؛ جهانی که واقعی و خیالی در آن به هارمونی می‌رسند.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="AR">تهدف هذه الدراسة إلى رصد وتحليل مظاهر الواقعية السحرية في رواية «فاوانيا الجن»، انطلاقاً من مقاربة نقدية لا تنظر إلى هذا الاتجاه السردي بوصفه مجرد تقنية فنية أو آلية جمالية، بل باعتباره عنصراً فاعلاً ومركزياً في تشكيل البنية الدرامية للنص الروائي. وتنطلق الدراسة من إشكالية رئيسة مفادها: كيف تتحول العناصر السحرية في الرواية من مكوّن تخييلي إلى محركات درامية حقيقية تسهم في دفع مسار الأحداث، وتوجيه تطور الحبكة، وصياغة مسارات الصراع، والتأثير العميق في بناء الشخصيات وتحولاتها النفسية والوجودية. تعتمد الدراسة منهجاً تحليلياً استقرائياً يقوم على قراءة متعمقة للنص الروائي، من خلال تتبع نماذج منتقاة من الوقائع والأحداث السحرية، وتحليل تمظهراتها داخل السياق السردي العام، مع فحص وظائفها ودلالاتها ضمن شبكة العلاقات التي تربط بين عناصر السرد المختلفة. وتركز الدراسة على أربعة محاور أساسية هي: الحدث بوصفه مجالا لتفجير التوتر الدرامي، والزمان باعتباره إطاراً تتداخل فيه الواقعي والأسطوري، والمكان كفضاء تتجسد فيه المفارقة بين المألوف والغريب، والفعل الروائي الذي تتكثف فيه دينامية السحر وتأثيره في مسار الشخصيات. وتوصلت الدراسة إلى أن العنصر السحري في رواية «فاوانيا الجن» لا يؤدي وظيفة زخرفية أو تجميلية، ولا يقتصر على إحداث الدهشة أو الإبهار، بل يتحول إلى آلية سردية ديناميكية تسهم في تعميق التوتر الدرامي، وخلق المفارقات السردية، وكسر منطق السببية التقليدية، ودفع الشخصيات إلى مواجهة تحولات مصيرية تفرضها شروط العالم السردي الخاص بالرواية. وبذلك تتجاوز الواقعية السحرية في هذا النص دورها الوصفي، لتغدو مكوّناً جوهرياً في تشكيل الرؤية الفنية للرواية، وفي بناء عالمها السردي المتفرد، الذي تتداخل فيه الواقعي بالمتخيل، واليومي بالأسطوري، في انسجام يخدم الدلالة ويعمّق التجربة الجمالية للنص.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الواقعیة السحریة</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">البنية الدرامية</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الدينامية السردية</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فاوانیا الجن</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شیرین بونیل</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://iaall.iranjournals.ir/article_241050_2265f29e6353e76c1a1a074231717b75.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>الجمعية الإيرانية للغة العربية وآدابها</PublisherName>
				<JournalTitle>مجلة الجمعية الإيرانية للغة العربية وآدابها، فصلية علمية محکمة</JournalTitle>
				<Issn>23456361</Issn>
				<Volume>22</Volume>
				<Issue>79</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2026</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>از بازتاب تا بازآفرینی: تحلیل گفتمان ترجمه فارسی رمان القندس</ArticleTitle>
<VernacularTitle>از بازتاب تا بازآفرینی: تحلیل گفتمان ترجمه فارسی رمان القندس</VernacularTitle>
			<FirstPage>218</FirstPage>
			<LastPage>244</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">239027</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22034/iaall.2026.529893.3024</ELocationID>
			
			<Language>AR</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>فاطمه</FirstName>
					<LastName>اکبری زاده</LastName>
<Affiliation>گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-5774-3046</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>اکرم</FirstName>
					<LastName>خدادادی</LastName>
<Affiliation>گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>11</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>ترجمه ادبی، به‌ویژه ترجمه رمان، فرآیندی فراتر از انتقال لغوی است و عرصه‌ای برای بازآفرینی معنا و بازسازی گفتمان در بستر زبان و فرهنگ دیگر را فراهم می‌کند. این پژوهش با بررسی ترجمه فارسی سید حمیدرضا مهاجرانی از رمان «القندس» نوشته‌ی محمدحسن علوان، بر عاملیت مترجم و نقش او در شکل‌دهی گفتمان روایت تمرکز دارد. چارچوب نظری تحقیق، مدل تحلیلی حاتم و میسون است که با مؤلفه‌هایی چون تفصیل، تقلیل، عینی‌سازی، اسمی‌شدگی، تکرار، تغییر در عاملیت و تبدیل ساختار معلوم به مجهول یا بالعکس امکان تحلیل دقیق گفتمان را فراهم می‌سازد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و داده‌ها با روش بسامدگیری و استقراء تام از طریق نمونه‌گیری هدفمند جمع‌آوری شده‌اند؛ در مجموع، ۵۷۴۹ نمونه از مؤلفه‌های گفتمانی شناسایی شد که یافته‌ها نشان می‌دهد که مترجم با به‌کارگیری شیوه‌هایی مانند گسترش توصیفی، جاگذاری عناصر فرهنگی و تغییرات ساختاری، فضای متن مقصد را از نظر لحن و بار معنایی بازآفرینی کرده است؛ به‌طوری که هویت متن ترجمه‌شده در برخی موارد تفاوت‌های ملموسی با متن اصلی دارد. این نتایج نشان‌دهنده نقش فعال مترجم نه به عنوان یک انتقال‌دهنده صرف بلکه به عنوان بازآفرین متن است و بر اهمیت عاملیت او در ترجمه تأکید دارد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="AR">ترجمه ادبی، به‌ویژه ترجمه رمان، فرآیندی فراتر از انتقال لغوی است و عرصه‌ای برای بازآفرینی معنا و بازسازی گفتمان در بستر زبان و فرهنگ دیگر را فراهم می‌کند. این پژوهش با بررسی ترجمه فارسی سید حمیدرضا مهاجرانی از رمان «القندس» نوشته‌ی محمدحسن علوان، بر عاملیت مترجم و نقش او در شکل‌دهی گفتمان روایت تمرکز دارد. چارچوب نظری تحقیق، مدل تحلیلی حاتم و میسون است که با مؤلفه‌هایی چون تفصیل، تقلیل، عینی‌سازی، اسمی‌شدگی، تکرار، تغییر در عاملیت و تبدیل ساختار معلوم به مجهول یا بالعکس امکان تحلیل دقیق گفتمان را فراهم می‌سازد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و داده‌ها با روش بسامدگیری و استقراء تام از طریق نمونه‌گیری هدفمند جمع‌آوری شده‌اند؛ در مجموع، ۵۷۴۹ نمونه از مؤلفه‌های گفتمانی شناسایی شد که یافته‌ها نشان می‌دهد که مترجم با به‌کارگیری شیوه‌هایی مانند گسترش توصیفی، جاگذاری عناصر فرهنگی و تغییرات ساختاری، فضای متن مقصد را از نظر لحن و بار معنایی بازآفرینی کرده است؛ به‌طوری که هویت متن ترجمه‌شده در برخی موارد تفاوت‌های ملموسی با متن اصلی دارد. این نتایج نشان‌دهنده نقش فعال مترجم نه به عنوان یک انتقال‌دهنده صرف بلکه به عنوان بازآفرین متن است و بر اهمیت عاملیت او در ترجمه تأکید دارد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تحلیل گفتمان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عاملیت مترجم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حاتم و میسون</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">القندس</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مهاجرانی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://iaall.iranjournals.ir/article_239027_f2cd80867e00de20830037ec59164c42.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
