تهران، خیابان ولی عصر(عج)، خیابان توانیر، محله نظامی گنجوی، کوچه هفت پیکر(8)، خیابان نظامی گنجوی، پلاک33، موسسه آموزش عالی بیمه اکو دانشگاه علامه طباطبایی، طبقه6، اتاق 607، انجمن ایرانی زبان وادبیات عربی، کدپستی: 1434863111

نوع مقاله : علمی - پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی مقطع دکتری، دانشگاه رازی کرمانشاه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، کرمانشاه، ایران

2 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه رازی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، ایران، کرمانشاه

3 استاد گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه رازی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، ایران، کرمانشاه

4 استاد گروه فرانسه، دانشگاه تربیت مدرس، دانشکده علوم انسانی، ایران، تهران

چکیده

محمود درویش یکی از شاعران معاصر ادب عربی است که سروده‌هایش، آینه‌ای برای انعکاس آمال و آلام سرزمین فلسطین است. «زن» و «زمین» از پر بسامدترین مفاهیمی هستند که در سروده‌های وی نقش‌آفرینی کرده‌اند. این دو مفهوم، در بسیاری از اشعار درویش به هم پیوند خورده‌ و ترکیبی دوگانه‌ تشکیل داده‌اند. این جستار به شیوه‌ای توصیفی – تحلیلی، کوشش نموده‌است تا دوگانه «زن/میهن» را بر اساس نظام عاطفی گفتمان، در اشعار وی مورد بررسی قرار دهد. نظام عاطفی گفتمان، یکی از گونه‌های گفتمانی در نشانه – معناشناسی است که رابطه میان مجموعه نشانه‌های صورت (دال‌ها) و محتوا (مدلول‌ها) را مورد توجّه قرار می‌دهد؛ زیرا در بستر همین روابط دالی و مدلولی است که حضور ادراکی شوش‌گران اتّفاق افتاده و آفرینش معنا ممکن می‌گردد. پژوهش حاضر بر آن است که به این پرسش پاسخ دهد که: در سروده‌هایی از محمود درویش که «زن/وطن» محور اصلی مضمون است، چگونه خلق و طغیان معنا را می‌توان بر اساس نظام عاطفی گفتمان تبیین نمود؟چگونه می‌توان آفرینش معنا رابر اساس نظام عاطفی گفتمان تشریح کرد؟نتایج نهایی این گفتار بیانگر آن است که نظام عاطفی گفتمان در این اشعار، مبتنی بر ساز و کاری ادراکی، جسمانه‌ای و تنشی است که عمدتاً شاعر، دو مفهوم «زن» و «میهن» را به عنوان دست‌افزاری هنری برای انتقال معانی رنج و اندوه مردم فلسطین به کار گرفته‌است تا به واسطة آنها، بتواند احساس مخاطب را نیز برای درک این معانی تراژیک با خود همراه نماید و از طریق استعلای مفهوم زن به مفهوم وطن، به دنبال نفی این دوگانگی است.

کلیدواژه‌ها