بازتاب قصیدۀ معلم از احمد شوقی در شعر معاصر عربی بر اساس نظریۀ بینامتنیت ژرار ژنت

نوع مقاله : علمی - پژوهشی

نویسنده
گروه آموزشی زبان و ادبیات عربي، دانشکده ادبیات، دانشگاه ایلام
10.22034/iaall.2026.551244.3078
چکیده
ژرار ژنت یکی از مهمترین نظریه‌پردازان در حوزۀ نقد آثار ادبی است که وی را با نظریۀ ترامتنیت می‌شناسند. از سطوح پنج‌گانۀ این نظریه، نظریۀ بینامتنیت وی بیش از سایر نظریۀها منطبق بر حوزۀ آثار ادبی است. بر اساس نظریۀ بینامتنیت، هیچ متنی مستقل از سایر متون نیست و بین این متون ارتباط‌هایی وجود دارد. احمد شوقی ملقّب به امیر الشعراء از مهمترین شاعران ادبیات عربی به شمار می‌رود که توانسته است جایگاه کم‌نظیری در تاریخ ادبیات عربی را به خود اختصاص دهد، این جایگاه باعث شده تا آثار متعدد وی، الهام‌بخش بسیاری از آثار ادبای زمان خود تا به امروز گردد. قصیدۀ معلم از احمد شوقی (قُمْ لِلْمُعَلِّمِ) یکی از شاهکارهای این شاعر معاصر مصری است که نه تنها در میان عرب زبانان بلکه در میان سایر ملّت‌ها، جایگاهی خاص و ویژه دارد. آنچه که در این مقاله به عنوان فرضیه مطرح می‌شود آن است که جایگاه احمد شوقی و شهرت این قصیده باعث شده است تا شاعران معاصر عربی به روش‌های گوناگونی از این قصیده متأثر شده و به بازتاب اندیشه و کلام احمد شوقی پرداخته باشند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که بینامتنیت (هم‌حضوری) این قصیده در شعر معاصر عربی در انواع سه-گانۀ بینامتنیت ژنتی در سه سطح صریح، غیر صریح و ضمنی بازتاب گسترده‌ای داشته است امّا بینامتنیت صریح و آشکار بیش از سایر انواع بوده است. مقالۀ حاضر با هدف بررسی بازتاب قصیدۀ معلم از احمد شوقی در شعر معاصر عربی بر اساس نظریۀ بینامتنیت ژرار ژنت و به روش توصیفی – تحلیلی انجام شده است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات



مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 18 بهمن 1404

  • تاریخ دریافت 12 مهر 1404
  • تاریخ بازنگری 07 دی 1404
  • تاریخ پذیرش 18 بهمن 1404