نوع المستند : علمی - پژوهشی
عنوان المقالة Persian
المؤلف Persian
استدلال مبتنی بر شاهد (استشهاد) از پربسامدترین شیوههای احتجاج در سنّت زبانشناسی عربی است. استشهاد، که در واقع نوعی استقرای ناقص است، در مقایسه با شیوههای دیگر اثبات مسئله چون قیاسهای عقلی-منطقی و تمثیل، از روند سادهتر و آسانتری استفاده میکند زیرا کافی است برای نشان دادن صدق یا کذب یک ادعا به نمونهای از زبان عربی ارجاع دهد و آن را بهعنوان گواه و پشتوانهای زبانی در تأیید یا ردّ ادعای مطرحشده عرضه کند. همچنین، این شیوۀ استدلال به سبب همگرایی و همسوییاش با ماهیّت نقلیِ دانشهای زبانی، از روشهای دیگر که عموماً ماهیتی عقلگرا دارند، مقبولیّت بیشتری دارد؛ با این همه، استشهاد نیز از آسیب مغالطه به دور نیست و میتواند در صورت سستی شاهد یا بیتناسبی آن با ادعا، یا فقدان شرایطی دیگر، به نتیجهگیریهای نادرست بینجامد و موجب سستی یا حتی بطلان بنیان استدلال گردد. این پژوهش با پیشگرفتن روش وصفی – تحلیلی، و با نگاه به موارد متعددی از استشهادهای مندرج در منابع تفسیری، لغوی، و نحوی، و نیز با اندیشه در سخنان و آراء زبانپژوهان مسلمان، به استخراج و واکاوی پنج معیار بایسته و ضروری در ارتباط میان ادعا و شاهد میپردازد: 1. «لزومیّت» (اصل ارتباط ادعا با شاهد)؛ 2. «تساویّت» (اصل همترازی ادعا با شاهد در دلالت)؛ 3. «استقلالیّت» (اصل خودبسندگی شاهد در فهم و عدم ابتنای آن بر ادعا)؛ 4. «سنخیّت» (اصل همگونی خاستگاه ادعا با شاهد)؛ 5. تزامنیّت (اصل تناسب زمانی میان شاهد و ادعا).
الكلمات الرئيسية Persian