نوع المستند : علمی - پژوهشی
عنوان المقالة Persian
المؤلف Persian
«شاهد» در سنت زبانشناسی عربی متنی خُرد و کوتاه (آیهای از قرآن کریم، حدیث، شعر یا نثر فصیح، مَثَل، یا سخنی از گویشوران عادی) است و در مقابل «مثال» که جنبهای ایضاحی دارد، برای اثبات یک مسئله/ادعا به کار گرفته میشود. احتجاج به «شاهد» (استشهاد)، در کنار استدلالهای منطقی (قیاس، تمثیل)، از شیوههای شناختهشدۀ اثبات مطلوب/ادعا در بحثهای زبانی است که معیارهای صدق خود را دارد. رعایت برخی از این معیارها «بایسته» است؛ چنانکه استفاده از شاهدی نامعتبر در یک استدلال زبانی، به استنتاجهای مغالطهآمیز میانجامد، و گاه بهجای اثبات یک ادعا، نشانهای بر سستی آن یا حتی مستمسکی برای ابطال آن قرار میگیرد؛ بدین ترتیب ذکر شاهد کارکردی سلبی پیدا میکند. از دیگر سو، رعایت برخی از معیارها «شایسته» است و نبود آنها تنها سبب ضعف استدلال شده، به ابطال آن نمیانجامد. مسئلۀ شاهد و معیارهای صدق استشهاد تنها در مسائل زبانی اهمیّت نمییابد چراکه شاهد ابزاری پربسامد در استنباط احکام فقهی و برداشتهای تفسیری و اثبات گزارههای کلامی نیز به شمار میآید. این پژوهش که بخش نخست از چند جستار است، با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکردی انتقادی، به ارزیابی معیارهای علمی برای یک شاهد معتبر میپردازد و در این کار، نخست بر معیار بایستۀ «وثاقت» تمرکز کرده، سخن از معیارهای دیگر را به گاه دیگری وا مینهد. وثاقت (معتبر بودن سندی و متنی شاهد) بنیادیترین معیار درستی یک شاهد است و معیارهای دیگر پس از احراز آن نگریسته میشوند؛ بااینحال، بسیاری از استشهادهای زبانی فاقد این معیارند؛ امری که لزوم بازنگری در استشهادها را موجه میسازد.
الكلمات الرئيسية Persian