کارکرد زمان‌پریشی در سازمان‌دهی گفتمان روایی رمان «سیندرلات مسقط» هدی حمد؛ خوانشی بر اساس نظریه ژرار ژنت

نوع مقاله : علمی - پژوهشی

نویسندگان
1 کارشناس ارشد زبان و ادبیات عربی، دانشگاه کوثر بجنورد، دانشکده علوم انسانی، ایران، بجنورد
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه کوثر بجنورد، دانشکده علوم انسانی، ایران، بجنورد
3 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه کوثر بجنورد، دانشکده علوم انسانی، ایران، بجنورد
10.22034/iaall.2026.561142.3103
چکیده
یکی از مباحث بنیادین در روایت‌شناسی، مسئله زمان روایی و نقش آن در سازمان‌دهی گفتمان روایت است. ژرار ژنت، نظریه‌پرداز ساختارگرای فرانسوی، زمان روایت را در سه مؤلفه نظم، تداوم و بسامد تحلیل می‌کند و این مؤلفه‌ها را در شکل‌گیری معنا و ادراک روایت مؤثر می‌داند. رمان سیندرلات مسقط اثر هدی حمد، از جمله رمان‌های معاصر عربی است که با بهره‌گیری گسترده از شگردهای زمان‌پریشی، ساختاری غیرخطی و چندلایه پدید آورده است. بر این اساس، پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و با تکیه بر نظریه زمان روایی ژنت، به بررسی کارکرد مؤلفه‌های نظم، تداوم و بسامد در شکل‌دهی گفتمان روایی این رمان می‌پردازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که غلبه گذشته‌نگری در ساختار روایت، موجب گسست از توالی خطی زمان، ایجاد تعلیق و تعمیق لایه-های معنایی متن شده است. بازگشت‌های زمانی مکرر، افزون بر بازنمایی گذشته شخصیت‌ها، در آشکار کردن بحران‌های ذهنی و عاطفی آنان و تعمیق لایه‌های روان‌شناختی روایت نقش دارد. همچنین، تکنیک‌های تداوم مانند حذف، خلاصه، صحنه و درنگ توصیفی، در تنظیم ریتم روایت و کنترل شتاب داستان مؤثرند؛ به‌گونه‌ای که درنگ‌های توصیفی با ایجاد شتاب منفی، بر لحظات بحرانی و عاطفی تأکید می‌کنند و حذف و فشرده‌سازی رخدادها، پویایی روایت را حفظ می‌کند. در سطح بسامد نیز، تکرار هدفمند رخدادهای محوری، به‌ویژه خاطرات تلخ، به تثبیت فضای عاطفی و تقویت بار معنایی روایت می‌انجامد. در مجموع، مؤلفه‌های زمان‌پریشی در این رمان، فراتر از یک شگرد فرمال، به سازوکاری برای تولید معنا و هدایت ادراک مخاطب تبدیل شده است.
کلیدواژه‌ها
موضوعات


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 09 شهریور 1405

  • تاریخ دریافت 30 آبان 1404
  • تاریخ بازنگری 22 خرداد 1405
  • تاریخ پذیرش 29 مرداد 1405