سلطۀ ساختارهای فرهنگی بر نوشتار زنانۀ رمان «مرافئ الوهم» لیلی اطرش

نوع مقاله : علمی - پژوهشی

نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استاد، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 دانشیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
4 دانشیار،گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
10.22034/iaall.2026.573489.3130
چکیده
نظریۀ «نقد وضعی زنان» الین شوالتر از الگوهای برجستة نقد فمینیستی است که بر بررسی نوشتار زنان تمرکز دارد. شوالتر برای بررسی تفاوت‌های این نوشتار، چهار بُعد زبان‌شناختی، روان‌کاوی، زیست‌شناختی و فرهنگی را مطرح می‌کند. رمان مرافئ الوهم اثر لیلی اطرش، با تمرکز بر زندگی زنان در بستر اجتماعی و فرهنگی عربی، زمینۀ مناسبی برای بررسی این نوع نوشتار فراهم می‌آورد. پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی، چگونگی نمود سلطۀ ساختارهای فرهنگی بر نوشتار زنانۀ این رمان و جایگاه بُعد فرهنگی را در مقایسه با سایر ابعاد، بر اساس چارچوب چهارگانۀ شوالتر بررسی می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهند سلطۀ فرهنگی در بُعد زبان‌شناختی، در پیوند واژه‌گزینی و جزئی‌نگری با معیارهای زیبایی و نگاه جنسی و نیز کارکرد اعتراضی جمله‌های گسسته و ساخت‌های پرسشی؛ در بُعد روان‌کاوی، شکل‌گیری خودآگاهی، حسرتِ امکان‌های ازدست‌رفته و بحران‌های روانی و در بُعد زیست‌شناختی، در نحوۀ مواجهه با بدن زن، پوشیده‌گویی پیرامون قاعدگی و حق انتخاب او در رابطۀ جنسی آشکار می‌شود. در بُعد فرهنگی نیز خیانت مردان، نگاه منفی به طلاق زنان، منع زنان از اشتغال و نگاه جنسی و ابزاری به زن برجسته‌اند. بُعد فرهنگی با ۳۴ نمود، بیشترین فراوانی را دارد و پیوند آن با سایر ابعاد نشان می‌دهد هنجارها و مناسبات فرهنگی در شکل‌گیری بسیاری از نمودهای زبانی، روانی و جسمانی شخصیت‌های زن نقش دارند. ازاین‌رو، نوشتار زنانه در مرافئ الوهم بیش از هر چیز بازتاب سلطۀ ساختارهای فرهنگی بر زبان، روان و بدن زن است.
کلیدواژه‌ها
موضوعات


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 21 مهر 1405

  • تاریخ دریافت 13 بهمن 1404
  • تاریخ بازنگری 26 شهریور 1405
  • تاریخ پذیرش 21 مهر 1405