نوع المستند : علمی - پژوهشی
عنوان المقالة Persian
المؤلفون Persian
نشانهشناسی در دهههای نخست قرن بیستم پدید آمد و بهعنوان دانشی شکل گرفت که به مطالعهی نظامهای نشانهها و دلالتهایی میپردازد که انسان در ارتباط با جهان و در شکلدهی به آگاهی خویش از خود و واقعیت پیرامون به کار میگیرد. اهمیت این دانش از آنجا برجسته شد که بر تحلیل گونههای گوناگون نشانهها- چه زبانی، چه تصویری، رفتاری یا فرهنگی- تمرکز دارد تا سازوکارهای تولید معنا، گردش آن و تأویلش را در بستر اجتماعی و فرهنگی انسان آشکار سازد.
با توجه به نقش مهم نشانهشناسی در بررسی متون شعری و روایی در ادبیات معاصر، بهمثابه ابزاری کارآمد برای کشف ساختارهای ژرف اندیشهها و دیدگاههای ادبی، این پژوهش با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی و بر اساس مقولات رویکرد نشانهشناختی، میکوشد رمان «حمّی الهیام» اثر نویسندهی عراقی عبدالرضا صالح محمد را تحلیل کند تا نظامهای دلالی و سازوکارهای تولید معنا در آن آشکار شود.
یافتهها نشان میدهد که رمان بر شبکهای فشرده از نشانهها استوار است که مرد را در مرکز قدرت قرار میدهد و او را کنشگری نمادین در شکلدهی به فضای روایی و هویتهای شخصیتی میسازد. این امر در تصویر پدر و جانشینان پدرانه نمود مییابد؛ بهگونهای که حضور پدرانه تنها به بُعد زیستی محدود نمیشود، بلکه هر شخصیت مردی را دربرمیگیرد که نقش حمایت، نظارت و کنترل را ایفا میکند. سرقت و چاقوکشی بهمنزلهی دالهایی بر فروپاشی مرجعیت پدرانه و برآمدن قدرتی مسخشده عمل میکنند که هم مکان و هم زن را مباح میشمارد.
همچنین نامها کارکردی دلالی دارند و سلسلهمراتب جنسیتی را آشکار میکنند؛ «علاء» به رفعت و قدرت دلالت دارد، در حالی که «آمنه» به آرامش و تکیهگاه بودن اشاره میکند و بدینسان، مرکزیت مرد و تبعیت زن را تثبیت میسازد. مفهوم فحولیت نیز از خلال گفتمانی دوگانه بازساخته میشود که میان حمایت و سلطه در نوسان است؛ جایی که شوهر به نشانهای بدل میشود که هویت و ثبات زن را بنیان مینهد، اما همزمان وابستگی و محو شدنِ خویشتنِ او را تحکیم میکند. با غیبت او، ساختار سلطه در چهرههای خشن و نرم خود بهطور همزمان آشکار میشود.
الكلمات الرئيسية Persian