تحلیل السُّمان و الخَریف نجیب محفوظ با رویکرد ریخت¬شناسی

نوع مقاله : علمی - پژوهشی

نویسندگان
چکیده
چکیده
تلاش روایت­شناسان برای رسیدن به الگویی ثابت به­منظور بررسی داستان­ها و روایت­ها در آغاز قرن بیستم با ظهور فرمالیست­ها شدت یافت. در همین زمان ولادیمیر پراپ، مردم­شناس صورت­گرای روسی با الگو گرفتن از همین روایت­شناسان روشی برای بررسی داستان طرح کرد. پراپ دریافت که قصه­های پریان به­رغم تکثر و تنوع ظاهری، از نظر قهرمانان و عملکردهای آن­ها نوعی وحدت و همانندی دارد و تمامی کارکردهای موجود در قصه به سی و یک عملکرد محدود می­شود و این دستاورد، آغاز علم روایت­شناسی نوین به­شمار می­آید.
نجیب محفوظ، معروف­ترین رمان­نویس معاصر عرب، ازجمله نویسندگانی است که روایت­ها و  داستان­های او سرشار از عناصر نمادین شرقی و قالب­های ساختاری نوین غربی است؛ از این روی، قابلیت بررسی روایی و ریخت­شناسی را دارد. این جستار بر آن است تا روایت السُّمان و الخَریف نجیب محفوظ را براساس نظریه­ی پراپ، تحلیل و بررسی کرده و نشان دهد توالی این کارکردها تا چه اندازه می­تواند در داستان محفوظ قابل انطباق باشد. دستاورد پژوهش، نشان­دهنده­ی این است که هرچند تعدادی از کارکردهای سی و یک گانه­ در داستان نجیب محفوظ یافتنی است، پایان قصه، با نوع پایان یافتن قصه­های پریان مغایرت دارد؛ در پایان، قهرمان داستان به ظاهر از صحنه­ی مبارزه بیرون می­رود؛ ولی در مبارزه­ای درونی، جدال قهرمان با شرور ادامه می­یابد.

کلیدواژه‌ها


  • تاریخ دریافت 19 آذر 1390
  • تاریخ بازنگری 31 مرداد 1391
  • تاریخ پذیرش 25 بهمن 1391