مقایسه‌ی عنصر عاطفه در داستان"دا"و داستان‌های غسّان کنَفانی

نوع المستند: علمی - پژوهش

المؤلفون

1 دانشگاه اصفهان

2 دانشگاه اصفهان.

المستخلص

بسیاری از محققان و ادیبان، عنصر عاطفه را، از میان عناصر ادبیات، تأثیرگذارترین عامل در ماندگاری اثر ادبی می‌دانند؛ به‌گونه‌ای که اگر هر اثر خالی ازآن را نمی‌توان به‌معنای واقعی یک اثر ادبی دانست. زهرا حسینی در "دا" و غسان کنفانی در "مجموعه داستان‌هایش" می‌کوشند خواننده را با شرایط زندگی در جنگ، بویژه با انواع عاطفه‌ای که خود تجربه کرده‌اند، آشنا کنند. مخاطبان فراوان وشباهت مضمونی و محتوایی این دو اثر ادبی، موجب شد تا در این مقاله، با روش تحلیلی- توصیفی، عنصر عاطفه را در آن دو، مقایسه کنیم تا درجات توفیق هرکدام را در این موضوع، روشن نماییم. با بررسی و مقایسه انواع عاطفه، رغبت، خشم، ترس و طرب از لحاظ کیفی، کمّی و نحوه‌ی کاربرد آنها دراین دو اثر داستانی روشن گردید که حیات‌زایی، تحریک عواطف مخاطب، ثبات‌بخشی به عواطف، تکثر زوایای نگاه در تحلیل عواطف، روان بودن قلم و حس‌برانگیزی لطیف و شاعرانه، عمده عوامل توفیق در نشان دادن لایه‌های تودرتوی عاطفه در این دو اثر ادبی می‌باشد.

الكلمات الرئيسية