طهران، بهجت آباد، شارع بزشک، شارع الشهيد الدکتور حسن عضدي، البناء رقم 76، الطابق 2، الغرفة رقم 224، الجمعية العلمية الإيرانية للغة العربية وآدابها

نوع المستند : علمی - پژوهش

المؤلف

جامعة شهيد چمران اهواز

المستخلص

مکتب ادبيات تطبيقي سلافي «مارکسيستي» که وجه‌تسميه‌هاي متعددي دارد، مکتبي جامعه‌گراست و ادبيات را بر اساس «تشابه آثار ادبي» بررسي مي‌کند. «جيرمونسکي»، مؤسس اين مکتب، اساس تحقيقات تطبيقي را بر تشابه اعلام مي‌کند. اين مقاله با روشي توصيفي ـ تحليلي و با رويکرد مکتب سلافي، مي‌کوشد با نگاهي جامعه‌شناختي و بر اساس حوادث دوران زندگي و وضع سياسي و اجتماعي زمانة «محمد فيتوري» و «مهدي اخوان ثالث»، بن‌مايه‌هاي ادبيات پايداري را در آثار اين دو شاعر بررسي و نقد کند. ادبيات پايداري گونه‌اي از ادبيات است که در همه زمان‌ها بيانگر رنج ملت‌ها در برابر ستم است و در ادب ملت‌هايي شکل مي‌گيرد که از نظر اجتماعي دچار بحران، جنگ، انقلاب يا مواردي شبيه به آن مي‌شوند و باعث ايجاد روحيه پايداري در مردم مي‌شود. مهدي اخوان ثالث و محمد فيتوري نيزازجمله شاعراني بودند که در سروده‌هايشان رنج‌هاي مردم را سرودند. هر دو شاعر دوران مشابهي را گذراندند و در برابر ظلم و ستم هرگز تسليم وضع نابسامان جامعة خود نشدند. اين پژوهش، ضمن معرفي دو شاعر برجستة ايران و سودان، «مهدي‌ اخوان ثالث» و « محمد فيتوري»، و بررسي اشعار انقلابي‌شان، تلاش دارد به جلوه‌هاي گوناگون مقاومت، ظلم‌ستيزي و دفاع از وطن در اشعار اين شاعران معاصر بپردازد. تمدن پرافتخار گذشتة ايران و عشق به سرزمين مادري (سودان)، آزادي‌خواهي و پايداري در برابر ظلم، خوش‌بيني و ايجاد اميد و مبارزه با بي‌هويتي و غفلت مردم، از مهم‌ترين جلوه‌هاي ادبيات پايداري در اشعار آنهاست.

الكلمات الرئيسية

الموضوعات الرئيسية